July 31, 2005

استاده‌ام چو شمع، مترسان ز آتشم...

گنجی بر گردن تمام ما ایرانیان حق دارد.  او نقد جان را نثار آزادی ما کرده است.  اگر چه امید آن است که او زنده بماند و به زودی آزاد شود، اما او نشان داد بر خلاف شیوه مصلحت اندیشان بی‌جربزه مرد عمل است و نه گفتار.  کوچک‌ترین وظیفه ما کمک به او از طریق همراه بودن با او و فریاد کردن نام و کلام «گنجی»است.  نام گنجی برای همیشه نماد آزادی‌ خواهی و شجاعت در ایران باقی خواهد ماند.

Matarsan.JPG

July 29, 2005

برای اکبر گنجی

تو کی بشنوی ناله‌ی دادخواه                      به کیوان برت کِلّه‌ی خوابگاه؟

چنان خسب کاید فغانت به گوش                 اگر دادخواهی برآرد خروش

که نالد ز ظالم که در دور تست؟                  که هر جور کو می‌کند جور تست

نه سگ دامن کاروانی درید                         که دهقان نادان که سگ پرورید!

دلیر آمدی سعدیا در سخن                         چو تیغت به دست است فتحی بکن

بگوی آنچه دانی که حق گفته به                 نه رشوت ستانی و نه عشوه ده

طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی                  طمع بگسل و هرچه خواهی بگوی

«سعدی- بوستان»

مطالب خواندنی درباره گنجی:

آیا نوبت نرسیده است؟ دکتر سروش

جانش کلمه شد و کلمه را نفروخت. سید ابراهیم نبوی

کلمه جان گنجی است.  عطاءالله مهاجرانی

نقش شاهی و خودکامگی. مسعود بهنود

July 19, 2005

استشهادیون ایرانی به روایت تصویر

اگر شما هم این ویدئوی مستند از استشهادیون ایرانی را ببیند حتماً مثل من نگران خواهید شد.  خصوصاً حال که شخصی مثل احمدی‌نژاد قرار است بر مسند ریاست جمهوری بنشیند.  احتمالاً اولین استشهادی خود او  باشد.  خدا عاقبت ما رو به خیر کنه!

July 15, 2005

من شرمنده از مسلمانی...

انفجارهای تروریستی لندن بدون شک تأثیری شگرف بر زندگی مسلمانان بریتانیا داشته است.  هرگاه که به تیتر روزنامه‌های لندن می‌نگری و یا به شبکه‌های خبری گوش می‌دهی، بیش از هر چیز دیگر کلمات اسلام، مسلمان، تروریست را می‌بینی یا می‌شنوی.  اگر در این چند روز بعد از انفجارات هر روز به اخبار شبکه‌های تلوزیونی گوش داده باشی بدون شک احساس خوبی نسبت به مسلمانی نخواهی داشت، و شاید برخی اوقات حتی با خود بگویی که نکند تروریست بودن از شاخصه‌های مسلمانی است و نکند روزی من نیز تبدیل به یک تروریست شوم.  اما وقتی به واقعیت‌ها و زمینه‌های اجتماعی این ترورها نگاه کنیم می‌بینیم که یک اقلیت کوچکی با اندیشه‌های رادیکال برخاسته از ایدئولوژی‌های سیاسی اندیشه بمب را می‌پروراند.  ولی چرا این اقلیت توانسته است صدای خود را به عنوان صدای اسلام در جهان امروز مطرح نماید؟ چرا دیگر مسلمانان که علاقه و رابطه‌ای با این اسلام ندارند صدایشان شنیده نمی‌شود.  حقیقت این است که تمام کسانی که از کشور‌های مسلمان به غرب آمده‌اند و چهره و نامی مسلمان نما دارند خواه ناخواه قربانی برداشت غلط و خصمانه غیر مسلمانان اروپایی می‌شوند.  از دیدگاهی جامعه شناسانه، ایرانیان مهاجر بسیار با دیگر مسلمانان مهاجر متفاوتند، به دلیل آنکه ایرانیانی که در غرب زندگی می‌کنند عموماً برخاسته از قشر روشنفکر و تحصیلکرده‌ای هستند که یا به دلیل کسب موقعیت شغلی بهتر و یا دگر اندیشی به غرب مهاجرت نموده‌اند.  اما وقتی به بدنه مسلمانان جنوب آسیایی می‌نگری می‌بینی که اکثراً برخاسته از طبقه کارگر و  سنتی جوامع خویش اند که زندگی در غرب برای آنها تنها یک مأموریت اقتصادی است، و از لحاظ فکری و حتی ظاهری به دنیایی که در آن زندگی می‌کنند تعلق ندارند.  و همین طبقه لندن را به لندنستان تبدیل کرده‌اند.

اما نمی‌دانم چطور کسی که در انگلیس به دنیا آمده است، در آنجا به مدرسه رفته و خود و خانواده‌اش سالها در امنیت و رفاه زیسته‌اند می‌تواند به سادگی هموطنان و حتی همکیشان خویش را همچون درندگان تکه پاره کند.  حتی فکر کردن به آن حیرت آور است.  در این چند شب کابوس مرا رها نمی‌کند.  دائم چهره کسانی که مظلومانه در این انفجارها کشته شدند، و خبیثانی که این ترورها را مرتکب شدند در خواب به سراغم می‌آید.  فکر می‌کنم همسایه‌هایی که تا به امروز با هم گاهی سلام و علیکی داشتیم، هر شب از ترس همسایه مسلمانشان کابوس می‌بینند.  واقعاً از این نوع اسلام شرمنده و گاهی متنفر می‌شوم.  اما مانده‌ام چرا ما که مثل تروریست‌ها فکر نمی‌کنیم، چه مسلمان معتقد و چه غیر معتقدیم، اما قربانی نگاه‌های خصمانه‌ایم، هیچ نمی‌کنیم؟  چرا یک تظاهرات علیه تروریسم اسلامی در لندن راه نمی‌اندازیم؟ چرا یک کمپین ضد اسلام بنیادگرا راه نمی‌اندازیم؟  چرا اجازه می‌دهیم صدایمان مغلوب نعره دیوان آدمخوار گردد؟ و  چرا باید برچسبی را با خود به همراه داشته باشیم که دشمنان نام ما، نام خود را بر آن نوشته‌اند؟

July 04, 2005

کاریکاتور مشکل ساز

در اخبار بی‌بی‌سی آمده بود که وزارت خارجه ایران نسبت به چاپ کاریکاتوری که متضمن توهینی به مقامات جمهوری اسلامی بوده اعتراض نموده است.  برایم جالب بود ببینم که این چه کاریکاتوری بوده است که دیپلماسی ایران را به جنب و جوش انداخته تا از کیان و حیثیت ایرانیان به دفاع برخیزد.  پس از تفحص در روزنامه الایام بحرین، این کاریکاتور را پیدا کردم، و به نظرم حرف تازه‌ای نزده بود.  در واقع این کاریکاتور تصویر انتقاداتی بود که در خود ایران از زبان شخصیت‌های سیاسی مهم جمهوری اسلامی شنیده شده است.  این اعتراض عملاً باعث شد که بسیاری از افرادی که این کاریکاتور را ندیده بودند و یا اگر دیده بودند به آن اهمیتی نمی دادند، به یک باره توجه مخاطبان بسیاری را جلب کند، و رسوایی به بار آمده را رسوا تر نماید. این کاریکاتور را می‌توانید در اینجا مشادهده کنید.