September 22, 2004

مردي براي تمام فصول

با نزديک تر شدن به انتخابات رياست جمهوري صف بندي هاي گروه هاي سياسي نمايان تر مي شود.  بدون شک انتخابات رياست جمهوري پيش رو يکي از سرنوشت سازترين انتخابات در اين دو دهه خواهد بود.  از يک طرف فاصله اپوزيسيون با اصلاح طلبان داخل حکومت کمتر شده است، و از طرف ديگر اختلافات اقليت حاکم تحت عنوان جناح راست در حال تشديد شدن است.  محافظه کاران که در گذشته در برابر رقيبان اصلاح طلب خود متحد مي نمودند، کم کم بر سر تکه اي بيشتر از قدرت آشفته تر مي شوند.  دوران هشت ساله رياست جمهوري خاتمي به رهبر آموخت که بايد بيشتر از قبل در گزينش مهره هاي نظام دقت کند.  رهبر در پي آن است که با رام نمودن مرکب رياست جمهوري با سپردن آن به راکباني مطيع و منقاد، شوکت پادشاهي را نسق دهد و فرياد لمن الملک سر دهد.  اما حاجبان و پرده داران او نيز از اين انديشه شادمان نيستند.  رفسنجاني که به قول بيهقي، روزگار گربزي چنو به ياد ندارد براي کرسي رياست جمهوري چنگ و دندان به سوهان مي کشد.  او نيز از تمرکز بيش از حد تدبير امور در بيت رهبري خوشحال به نظر نمي رسد.  فراموش نکنيم که حمايت او از خاتمي در هشت سال پيش به همين منظور بود.  اگر چه ظاهراً با خامنه اي مخالفتي نمي کند اما او به طور حتم سهم کمتري از خامنه اي در قدرت براي خويش قائل نيست.  بسياري از محافظه کاران و بعضي از اصلاح طلبان گمان مي کنند آمدن رفسنجاني مي تواند به منوپولي خامنه اي در ادراه حکومت خاتمه دهد.  البته بايد گفت که بسياري از مردم ممکن است او را حتي به موسوي نيز ترجيح دهند.  چون موسوي در تفکر بسياري از مردم نماينده اصولگرايي دهه شصت است.  اما به طور حتم با آمدن رفسنجاني راه دموکراسي براي ايران بسيار دورتر خواهد شد.  مسلماً رفسنجاني و خامنه اي بر سر تفسيم غنائم قدرت با يکديگر به توافق خواهند رسيد و اين مردم خواهند بود که زيان خواهند ديد.  موفقيت و يا عدم موفقيت اين دو در گرو عملکرد اصلاح طلبان و اپوزيسيون خواهد بود که چقدر ابتکار عمل را به دست گيرند.  در هر حال جنگ تعيين کننده اي در پيش رو خواهيم داشت.

September 10, 2004

يک بام و دو هوا

جناب آيت الله جنتي امروز در نماز جمعه فرمودند: جوامع اسلامي براي مسأله دختران محجبه فرانسوي چه فکري دارند؟  بر اين اساس مي توان پرسيد: جوامع اروپايي براي مسأله دختران بدحجاب و يا بي حجاب ايراني چه فکري دارند؟  به اين پرسش مي توان چندين پرسش ديگر نيز اضافه نمود: جوامع اروپايي براي مسأله حقوق بشر در ايران چه فکري دارند؟  جامعه بين الملل براي فاجعه قتل دکتر زهرا کاظمي به دست دادستان جمهوري اسلامي چه فکري دارند؟ و بسياري پرسشهاي بدون جواب ديگر.  آقايان خود را محق مي دانند که درباره هر مسأله اي در خارج از مرزهاي خويش دخالت کنند در عين حال هر گاه ديگران در رابطه با حقوق ضايع شده افراد در جمهوري اسلامي سخني بگويند فرياد و فغانشان به آسمان مي رود که چرا در امور داخلي محروسه شان مداخله مي کنند.

September 07, 2004

باز يادش يادي از ما کرد و رفت

آه که چقدر دلم تنگ است
برای زخمه ها و مویه های سه تار
و آنگاه که آواز شور را ازصمیم دل در گوش کوهستان می خواندیم
چقدر دلم برای فریاد کشیدن تنگ است.
نمی دانم چرا نمی توانم مثل آن سالها توی کلاس، خیابان و یا در خلوت تنهایی بخوانم: شبی که آواز نی تو شنیدم
یا
شد خزان گلشن آشنایی
یا
خواهم که بر زلفت هر دم زنم شانه
گاهی با خود می گویم
آزمودم عقل دوراندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را
اما باز می بینم جرأت دیوانگی ندارم
خوشبخت آنکه ..... آمد....... رفت

September 03, 2004

اسلام، تروريسم و غرب

صحنه هاي هولناک گروگانگيري در روسيه خشم و نفرت مردم بسياري را نسبت به گروگانگيران برانگيخت که چگونه کودکان و مردم بي گناه را قرباني اهداف سياسي خويش مي کنند.  اما وراي مباحث ژورناليستي که حول و حوش اين حادثه و خطرات تروريسم جهاني در رسانه هاي غرب مطرح مي شود بايد اذعان کرد که متأسفانه جهان دوباره به طرف دو قطبي شدن در حرکت است.  اما اين بار دو قطب جهان ديروز همراه يکديگر در مقابل جهان اسلام ايستاده اند.  واقعيت اين است که مسلمانان، اعم از ليبرال و راديکال چه بخواهند و چه نخواهند در سر ديگر قطب قرار مي گيرند و از عوارض و صدمات اين جنگ نابرابر در امان نخواهند ماند.  آنچه که نگرانيها را افزون تر مي کند اين است که کشورهاي غربي تمايل دارند چالشهاي سياسي ميان مسلمانان و خويش را رويارويي مذهبي تفسير کنند.  البته در طرف مقابل نيز اين تمايل شديداً وجود دارد که براي مشروعيت بخشي به اهداف سياسي و يا عوام فريبي از حساب دين چک بلا محل بکشند.  اما همه ما مي دانيم که دين در اين عرصه روپوشي بيش نيست و خاک و قلمرو سياسي پرده نشين تمام اين نزاعها است.  ما هنوز از خاطر نبرده ايم که جنگ هشت ساله ايران و عراق نه براي اسلام، که براي خاک و آب بود.  زيرا که هر دو قوم در گير جنگ مسلمان بودند و اتفاقاً شيعه.  تاريخ ثابت کرده است که مردم حاضرند جان خويش را تنها در مقابل زندگي آرماني بهشت فدا کنند.  بنابراين دين در تمام جنگها حضور داشته است و بدون توصل به دين اصولاً به سختي مي توان جنگيد.


اما متأسفانه به نظر مي رسد غرب اين واقعيت را نمي خواهد ببيند.  شب گذشته دوم سپتامبر، تلوزيون بي بي سي فيلمي از زندگي زياد جراح، يکي از عاملين يازده سپتامبر را به نمايش گذاشت که دقيقاً صبغه ديني به اين حملات داده بود.  اما هيچ اشاره اي به سابقه تاريخي کشورهايي نظير لبنان و يا فلسطين و يا ديگر کشورهايي که شهروندان آنان در اين حملات شرکت کردند نکرد که چطور جواني که نه در خانواده اي مذهبي بزرگ شده و نه خود در مسلماني جدي است در چنان حمله اي شرکت مي کند.  در رسانه هاي جهاني بيشتر صحبت از جنگ عليه تروريسم مي شود تا ريشه يابي اين پديده.  جامعه جهاني بايد اين مسأله بسيار مهم را دريابد که تا زماني که صداي جوامع ضعيفي که قرباني سياستهاي قدرتمدارانه و ناعادلانه شده اند توسط جهان شنيده نشود آنها ممکن است تلاش نمايند از طريق راههاي غير عاقلانه و خشونت آميز صداي خويش را به گوش جهانيان برسانند.