در هجدهم ماه می 2004 در انجمن جغرافیایی سلطنتی (The Royal Geographical Society) لندن مناظره بر پا گردید در باب سازگاری اسلام و دموکراسی (Islam is not Compatable with Democracy). اگر چه دعوت از اصحاب نظری همچون جان اسپوزیتو و امیر طاهری خواه ناخواه بر شمار علاقه مندان حضور در این مناظره می افزود، اما گمان نمی کردم با وجود مبلغ ورودی برابر با بیست پوند جمعیت چندانی را به این مناظره بکشاند. اما بر خلاف تصور بنده جمعیت هنگفتی به این واقعه هجوم آورده بودند چندانکه هیچ جای خالیی یافت نمی شد. این مناظره به سرپرستی روزنامه اونینگ استاندارد سازماندهی شده بود و مخالفان و موافقان را در دو گروه سه نفره نشانده بودند و بانویی در میان آنها میدان داری می کرد. از نکات جالب توجه در این مناظره وجود فردی از اسرائیل به نام اسرائیلی بود که در صف موافقان نشسته بود و خانم جوانی که گویا انگلیسی مسلمان شده ای بود و در صف مخالفان نشسته بود. پروفسور اسپوزیتو نیز در صف مخالف خوانان بود و امیر طاهری در مقابل او. اما در ابتدا ضعفا را روانه میدان کردند تا میدان را تفدیده کنند....
از حق نگدریم این دکتر اسرائیلی بسیار میدان دیده می نمود. هم جوامع مسلمان را خوب می شناخت، هم بر مسلمانی آگاه بود و هم آداب خطابه را خوب می دانست، حیف که بد لهجه بود! در عوض سارا خانم نومسلمان بسیار خوش لهجه می نمود اما گمان می کنم این اسرائیلی اسلام را از او بهتر می شناخت. کلامش تنها حرارت داشت ولی از مهارت و عقلانیت تهی بود. البته از نومسلمانان به از این نمی توان گمان داشت.
اگر چه من چندان اعتقادی به سازگاری اسلام و دموکراسی ندارم، اما در ابتدای ورود در پاسخ به سوال پرسشگری که جوابها را ثبت می کرد حفظ آبرو کردم و رای به موافقت دادم، اما چه سود که بازندگی در این پاسخ نمودار بود.
نکته اصلی این دکتر اسرائیلی این بود که اسلام به این دلیل با دموکراسی ناسازگار است که در اسلام قانون مشروعییت خویش را از خدا می گیرد نه از مردم. شریعت از پیش آمده است و انسان حد اکثر کاری که می کند کشف این احکام است. گذشته از این نکته، اگر در هیچ کشور اسلامی نشانی از دموکراسی وجود ندارد پس باید گفت که در اسلام زمینه ای برای رشد دموکراسی وجود ندارد.
در مقابل پرفسور اسپوزیتو در پاسخ به این شبهات یادآور شد که وضعیت کنونی جهان اسلام نتیجه دوره استعمار غرب است. کیست که نداند غرب در مقابل دولتهای مردمسالار در خاورمیانه روی خوشی نشان نداده است که هیچ، علیه آنها توطئه گری نیز کرده است. به علاوه او دموکراسی را به حق فرایندی نامید که برای وصول بدان هر جامعه ای باید از آن بگذرد. دموکراسی مدرن نه تنها با اسلام، که با مسیحیت و یهودیت نیز ناسازگار است. مهمتر از همه او به گوناگونی تفاسیر از اسلام و دموکراسی اشاره نمود و اذعان کرد که همانگونه که از دموکراسی تفاسیر متعددی وجود دارد، اسلام نیز دارای تفاسیر متفاوت در میان مسلمانان است.
امیر طاهری اما در صف موافقان ناسازگاری اسلام و دموکراسی نشسته بود، اما در مجموع سخنش بسیار متفاوت از اسپوزیتو نبود. او نیز می گفت اسلام و دموکراسی دو دنیای متفاوت اند که احکام یکی را حمل بر دیگری نمی توان کرد، اما در بیان استدلال خویش به اشعار حافظ و مولانا متوصل می شد که حاکی از توکل و رضای عرفان بود وچندان ربطی به بحث حقوقی مسأله اسلام نداشت.
در آخر ذکر نکته ای از سخنان اسرائیلی خالی از لطف نیست، آنجا که خطاب به حکومتهای مسلمان می گفت "جای آپوزیشن ((Opposition در پارلمان است نه در زندان!"