هنوز رأی گیری برای انتخاب رئیس جمهور در ایران به پایان نرسیده است، و نمیتوان به ضرس قاطع گفت کدام یک پیروز انتخابات خواهند بود. اما در این مرحله از انتخابات پدیده سیاسی منحصر به فردی بروز نموده که رأی افراد به هر کدام از کاندیداها، نه به خاطر طرفداری از آن کاندیدای خاص است، بلکه از بیم رئیس جمهور شدن رقیب او است. و جالب آنکه هر کدام از این دو رقیب، یعنی هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد در بطن این نظام قرار دارند و هر کدام نماینده جنبهای از این نظام ایدئولوژیک به حساب میآیند. بنابراین، به عقیده من رأی به هر یک از این دو رقیب تنها «نه»ای است به بخشی از این نظام، و رأی هر دو نفر آنها برابر است با رأی منفی به کلّ نظامی که این دو بخشی از آن به حساب میآیند. آنان که بیشتر دغذغه هنر و فرهنگ و آزادی دارند برای دفاع از آن مفاهیمی که تا به امروز مورد غفلت بودهاند به هاشمی رأی میدهند تا دشمن سر سختتر این آرمانها، احمدی نژاد را شکست دهند؛ و آنان که دغدغه معیشت و اقتصاد دارند و به فساد مالی و رانت خواری مزمن این نظام معترضاند، به احمدینژاد رأی میدهند تا نکند این سنت سیّئه، قدرتمندتر از گذشته ادامه یابد. در نتیجه رأی مردم در این دوره بیشتر از آنکه جنبه اثباتی داشته باشد دارای جنبه نفی است. با توجه به شرایط حاضر که هر یک از رقبا و طرفدارانشان دیگری را به عدول از جاده انصاف و عدالت و خرد متهم مینمایند و به نحوی روند انتخابات را قابل مناقشه میشمارند، بعید است که این فضای دو قطبی میان خودیترین نیروهای نظام در آیندهای نزدیک از میان برود.