میدانم شما هم مثل من مبهوتید، و کمی برایتان سخت است باور کنید کسی را که به هیچ نمیانگاشتید و ریاست جمهوری او را تنها یک شَبَه میدانستید شانس ریاستش بیش از دیگران باشد. اگر چه من نیز همچون بسیاری نه اعتقادی به قانون اساسی جمهوری اسلامی داشتم، و نه از نتیجه اصلاحات راضی بودم، اما از بیم گرفتار شدن به چنگ هیولاهایی نظیر احمدی نژاد خود را قانع کردم که بروم و به معین رأی بدهم (هر چند به موفقیتش امید چندانی نداشتم). حال از همان که میترسیدیم به سرمان آمد. تصورش را بکنید، اگر در دور دوم احمدی نژاد بر رفسنجانی پیروز شود و بعد هم بشود رئیس جمهور ایران، آیا هیچ جرأت و رغبتی خواهید داشت که در یک کشور غربی بگویید ایرانیاید؟ نمی گویم که معین ظاهری دلچسب داشت، اما افکارش مایه خجالت نبود، اما این بوی رجایی نه ظاهر دارد و نه باطن. و این قرار است هر روز در مجامع بین المللی نام ایران و ایرانی را یدک بکشد و این بوی نامطبوع رجایی و ولایی را در همه جا پراکنده سازد. واقعاً مایه شرمساری است.
اما این انتخابات از جهات دیگر، واقعیاتی را از نظام جمهوری اسلامی و فرهنگ سیاسی مردم ایران نیز به نمایش گذاشت. از یک طرف احمدی نژاد کسی است که نماد اصلاح نشده حقیقت نظام جمهوری اسلامی است. وی دقیقاً به همان نظامی معتقد است که تا به امروز بوده است و همیشه از آن دفاع کرده است (جدا از شعارهای توخالی اقتصادی). بنابراین احمدی نژاد نماینده چهره واقعی نظام است، به همین دلیل است که وی نمیتواند کراهتهای آن را دریابد، زیرا آینه خود اوست. از طرفی دیگر، این انتخابات نشان داد که هنوز دموکراسی ضرورت اولیه مردم ایران نیست. یا اگر هم هست، درک درستی از آن ندارند و راه رسیدن به آن را به درستی نیاموختهاند. نمیدانم! آیا هنوز باید گفت سزاوار همانیم که گرفتار آنیم؟
جمهوری اسلامی با احمدی نژاد نفس آخر را را خواهد کشید
Posted by: reza at July 9, 2005 09:45 PM, IP: 80.242.7.17