حال که احساس خطر رهبر و ارکان نظام منجر به تأیید صلاحیت معین به عنوان نامزد حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گردید این سؤال به ذهن می آید که آیا واقعاً محافظه کاران رضا خواهند داد که معین و احزاب طرفدارش بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زنند؟ از یاد نبریم که در انتخابات مجلس هفتم رهبر صراحتاً اعلام نمود که گردن کلفت ها (سران جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب) صلاحیت حضور در مجلس را ندارند. و حال گیریم که آنها در انتخابات پیروز شدند و محافظه کاران نیز آنان را تا پیروزی تحمل کردند، پس از آن آیا چگونه می توانند با وجود مجلس هفتم، شورای نگهبان و دیگر نهادهای وابسته به رهبر که به خون اصلاح طلبان تشنه اند کاری از پیش ببرند. مسلماً رهبری که در انتخابات هفتم چنان صریح و بی پرده درباره اصلاح طلبان اظهار نظر نموده است در تأیید صلاحیت معین نیز باید نقشه هایی در سر داشته باشد، وگر نه نمی توان پذیرفت که او تنها به خاطر فشارهای بین المللی تن به این کار داده است. یا دو انتخابات گذشته که در آن محافظه کاران پیروز میدان شدند و اصلاح طلبان توفیق چندانی نیافتند باعث شده است تا رهبر و محافظه کاران دچار اعتماد به نفس و یا به بیان دیگر غره گردند و دیگر از محبوبیت مخالفان شان نهراسند، و یا اینکه برای مبارزه با پیروزی و یا از میدان بدر کردن معین و حامیانش برنامه هایی در پیش رو دارند. اما به هر روی، اکنون چه معین را تحمل نمایند تا پس از پیروزی رئیس جمهور گردد و چه او را به لطایف الحیل از میدان بدر کنند، نظام جمهوری اسلامی دچار چالش جدی خواهد گشت. در صورت پیروز شدن معین، با توجه به شعارها و برنامه هایی که او مطرح نموده است، نمی توان انتظار داشت که وضعیت او بهتر از خاتمی و چه بسا مانند او باشد. در حقیقت چالش های معین که همان چالش های نظام است از همان ابتدای کار و گرفتن رأی اعتماد از مجلس هفتم آغاز خواهد گشت. اگر محافظه کاران به اتفاق رهبر تصمیم بگیرند که نگذارند کار به پیروزی معین بکشد، در این صورت نیز با چالش خطرناکتری روبرو خواهند گشت. حال که معین را با استفاده از حکم حکومتی (معتقدم که این یک حکم حکومتی بود، بر خلاف آنچه آقای خاتمی گفت) صلاحیت او را تأیید کرده اند و به هر حال موقعیتی تثبیت شده تر نسبت به قبل یافته است، در صورت کنار گذاشتن او از رقابت های انتخاباتی، احتمال نارآرامی های دانشجویی و شاید خیابانی (با توجه به پیش رو بودن مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال که همیشه درد سری سیاسی نیز بوده است) بسیار بیشتر از قبل است. و در این موقعیت متزلزل بین المللی ایران، و وقایعی که در این چند ماه اخیر در کشورهای پیرامونی رخ داده است، عاقبت خوشی نمی توان برای جمهوری اسلامی انتظار داشت. باید منتظر ماند و دید این چالشها چگونه سرنوشت ایران را رقم خواهد زد.