February 17, 2005

فرهنگ احوال پرسی

در میان مردمان مختلف با فرهنگهای متفاوت، آداب مخصوصی برای احوال پرسی وجود دارد.  نفس این عمل در واقع آغاز و گشایش روابط فردی است و نماد وابستگی عاطفی انسانها نسبت به یکدیگر است.  ماهیت و نوع پرسشهایی که در این احوال پرسی ها طرح می شود دارای بار فرهنگی فراوانی است که می توان در آن به نکات بسیاری از فرهنگ عامه هر سرزمین پی برد.  امروزه فرهنگ احوال پرسی تغیرات فراوانی یافته است و روز به روز خلاصه تر می شود. 


در فرهنگ جنوب خراسان، احوال پرسی دارای آداب و رسوم خاصی است که گاهی از فرط طولانی بودن به کوئیز یا مسابقه بیست سؤالی می ماند. مخصوصاً در گذشته های نه چندان دور.  حتی تفاوتهایی میان پرسش های مردان و زنان نیز موجود است.  به عنوان مثال در هر احوال پرسی به طور حتم باید از حال پدر، مادر، خواهر، برادر و اگر بالغ بود فرزندان سؤال می شد.  علاوه بر آن، معمولاً در هر خانواده یا فامیلی فردی وجود داشت که دور از اقوام و خویشان در غربت می زیست.  بنابراین هر گاه پرسیده شود " tarikay duriyo daray" (یعنی آیا دلتان برای کسان دور از شما تنگ شده است)، باید پاسخ داده می شد "khoda negahdarino bu". یا "rushnayee shoma kam neshu". اگر با شخصی از فامیلی دورتر و یا منطقه ای دیگر روبرو می شدند، علاوه بر پرسیدن احوال اهل خانه، احوال قوم و خویش یا به اصطلاح "ابرات" (abarat) را نیز می پرسیدند.  اگر در مجلس عروسی یا جشنی حضور داشتند گفته می شد "hamisheh be shadi morad"، که پاسخ بود "ba dusto".  و اگر در عزایی حاضر بودند می گفتند "khater mokonay be ayyomo" (یعنی یاد مرحوم می کنید)، و پاسخ این بود که "ta zendeh bashem". و بسیاری جزئیات دیگر که من بلد نیستم.


یادم می آید زمانی که نوجوانی بیش نبودم و به پیچ و خم این احوال پرسی های طولانی و پیچیده آشنا نبودم، هر گاه کسی با من از این نوع احوال پرسی ها می کرد تنها سری تکان می دادم و یا کلماتی مانند "قربان شما" را تکرار می کردم.  بیچاره غیر ایرانیانی که برای اولین بار می خواهند فرهنگ احوال پرسی و تعارفات دنباله دار ایرانی را یاد بگیرند!  Bloody Hell!

Comments

salam
ghesmati az khorasan in ahvalporsi ha niz vojood dare
khoda ghvvat>>khoda negahdar
monda nabeshi>>selamat beshi

Posted by: saber at April 27, 2005 09:51 AM, IP: 217.219.236.25

مربوط به كدام قسمت خراسان بود كه من نشنيده بودم! جالب است ديروز با يك كرمانشاهي بحث ميكردم در همين مورد و گفتم :ما عادت نداريم در احوالپرسي هايمان حال تك تك افراد را بپرسيم و اينجا يكي يكي مي پرسند. عجب سنگي شدم روي يخ!!

Posted by: پرنيان at February 18, 2005 08:57 AM, IP: 217.116.208.254

این نوشته ات حرف نداشت. من کمتر کسی رو دیدم که در مورد ریزه کاری های فرهنگی در جنوب خراسان نوشته باشد و جالب اینکه احساس می کنم در همان منطقه نسبتا کوچک هم تنوعی وجود دارد. (پیشترها با سعید و هادی که صحبت می کردم به تفاوت هایی بین یهن و گلون آباد هم اشاره کرده بودند چه رسد به قاین و یا زیرکوه و...) ای عمو، بیشتر از این باب بنویس. البته بهت پیشنهاد می کنم به یک صورتی آوا ها را بهتر نشان بده، که مطمئنم در این باره خودت صاحب نظرتر هستی.

موفق باشی

Posted by: سلیمان at February 18, 2005 02:46 AM, IP: 65.50.42.175
Post a comment









Remember personal info?