February 11, 2005

دیانت، غیر سیاست

همزمان با آغاز بیداری ایرانیان در دوره مشروطه، روحانیت شیعه نیز خود را با موج جدید مدرنیته به صورت نیم بند همراه ساخت و وارد عرصه عمومی سیاست ایران گردید.  به دلیل قرار داشتن دو مرکز مهم علمی شیعه در عتبات که خارج از قلمرو قاجار و در خاک عثمانی آن زما ن قرار داشت، عالمان دینی شیعه زودتر از بسیاری از ایرانیان با مفاهیم دنیای مدرن آشنا شدند و توانستند نیرویی اثرگذار در جنبش مشروطه خواهی باشند.  اما این به این معنی نیست که این قوم تصور روشنی از مشروطه داشتند و اگر دم از مشروطه خواهی می زدند واقعاً می دانستند مشروطه چه متاعی است.  آیت الله محمد طباطبایی که در واقع آغازگر حرکت مردمی مشروطه بود، ابتدا با درخواست تأسیس عدالتخانه به پا خواست و مردم را برانگیخت و هیچ سخنی از مشروطه به میان نیاورد.  حتی در نامه ای به مظفرالدین شاه از مشروطه خوهان اعلام برائت نمود و وفاداری خود را به شاه و سلطنت اعلام کرد.  اما موجی که او شروع کرده بود دیگر در کنترل او نبود.  اگر چه برخی گفته اند که طباطبایی از همان آغاز که از عراق پا به ایران نهاد با انگیزه مشروطه خواهی به کشورش بازگشت.  اما گمان نمی کنم مشروطه خواهی او چیزی بیشتر از تأسیس عدالتخانه بوده باشد.


 

آیت الله نائینی نیز که در باب مشروطه خواهی کتابی نوشت (و خاتمی چندین بار با اشاره به این کتاب به او به عنوان یک مجتهد مدرن نازید) پس از مدتی که مشروطه هویدا شد از کرده پشیمان گشت و به لطایف الحیل نسخه های تنبیه الامه را جمع می کرد، زیرا که باعث سرافکندگی او میان هم قطارانش گشته بود. 


روحانیت شیعه که تا آن روزگار دخالت در سیاست را حرام می دانست و در انتظار قائم روزگار می گذراند، ناگاه سیاست سیاست گریزی را رها نمود و سیاست را به تعبیر مدرس عین دیانت خویش تعبیر نمود.  البته  نباید فراموش نمود که روحانیت به عقل خویش تنها به این رویکرد نرسیده بود، بلکه اصلاح طلبان مدرن و بازاریان نیز در این میانه میدان داری می کردند و از این قوم به عنوان روابط عمومی و یا عناصر فشار استفاده می نمودند.  به همین علت بود که اطلاعات مردم در آن روزگار از مشروطه بسیار ناچیز و بلکه نادرست بود.  بنا به گفته کسروی، ملایان در مساجد به وصف مشروطه می پرداختند و چنان می نمایاندند که پس از مشروطه احکام شریعت در کشور حکم فرما خواهد گشت و به قوت دینداری افزوده خواهد گشت.  بنابراین هر روز بر صف نمازگزاران افزوده می شد.  حتی در بهبوهه مشروطه خواهی، روزی سلمانیان تهرانی گرد آمدند و عهد کردند که برای حفظ بیضه مشروطه از این پس ریش نتراشند! 


اگر چه وقایع پس از مشروطه به صورتی پیش رفت که به کناره گیری عالمان شیعه از صحنه انجامید، اما تابوی عدم دخالت در سیاست شکسته شده بود و آنان یکی از بازیگران صحنه سیاست ایران گشته بودند.  آنان در عین حالی که قواعد دنیای سیاست مدرن را فراگرفته بودند، اما با مفاهیم آن چندان میانه ای نداشتند.  بنابراین می بینیم که هرگاه اجماعی جهت تغییر و یا اصلاح در افکار عمومی ایران صورت گرفته، روحانیت خود را با آن همراه ساخته، اما چون از ابتدا به اهداف جنبش اصلاحی اعتقادی نداشته و با برداشت های صنفی خویش وارد کارزار سیاست شده، در زمان کسب نتیجه موجبات شکست جنبش های اصلاحی را موجب گشته است.  این امر را می توان در انقلاب مشروطه، نهضت ملی مصدق، و انقلاب اسلامی مشاهده نمود.


بهترین دلیلی که می توان برای این امر برشمرد متکی بودن بیش از حد عامه ایران به این قشر است.  روشن فکران و اصلاح طلبانی که سودای تغییر در سر دارند تا کنون بدون پشتوانه فراگیر مردمی قادر به پیشبرد اهداف خویش نبودند و روحانیون بهترین گزینه برای بسج عمومی بوده اند.  باید امیدوار بود که سه تجربه تلخ گذشته در آینده دوباره تکرار نشود.  اگر چه جایگاه عالمان دین در جامعه امروز ایران مانند گذشته نیست، اما باید با نظر و عمل این آگاهی را در جامعه ایجاد نمود تا عالمان دین را دیگر در عالم سیاست راه ندهند (مگر اهداف غیر صنفی داشته باشند).  هم اکنون نیز به نظر می رسد روحانیت ایران این بیم را دارد که به تدریج از صحنه سیاست نظامی که خود در تأسیس آن نقش داشته اند کنار زده شوند.  استقبال روحانیون از هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری آینده بر خلاف همفکرانشان که افراد غیر روحانی را برگزیده اند بسیار قابل تأمل است.

Comments

دوستان ایرانی : اسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
اینجانب یک افغان هستم وفعلاً درشهرکابل زندگی میکنم وازطریق سایت شمامیخواهم نظرخودرا راجع به سیاست های فرهنگی ایران ابراز نمایم .
سیاست راکه فعلاً ایران راجع به قضایای افغانستان ( سیاست فرهنگی ایران درافغانستان ) تعقیب میکند خیلی در داوراست وان اینکه ایران دایم درامور فرهنگی افغانستان مداخله میکند واقلیت های ساکن این کشور را تشویق میکند تاعلیه حکومت فعلی به اصطلاح بخاطراعاده حقوق فرهنگی ایشان دست به کارشوند که این عمل ایران برای من غیرقابل قبول است وایران کیفرانرا قسمیکه در زمان حکمروایی طالبان درشهرمزارشریف خواهد دید.
بااحترام
فضل الرحمن عمرخیل

Posted by: فضل الرحمن عمرخیل at August 21, 2005 01:22 PM, IP: 63.219.4.112

عزیز دل من
واسطه های من با خدا از جنسی هستند که نمی تونم ازشون بخوام تا برای بقیه هم پارتی بازی بکنن. (اون وقته که شاید بهشتِ آسمونی شما یه استخون سالم هم برای من باقی نذاره، مگه مغزم عیب کرده که تو بهشتِ منچستر برای خودم رد پای درست و حسابی باقی نذارم.)
تو هم بهتره که به همون بهشت خودت بچسبی و به پارتی های من کاری نداشته باشی.

خوش باشین

Posted by: سلیمان at February 15, 2005 05:27 PM, IP: 65.50.42.175

کریم عزیزم
جالب مطلب را باز نموده ای و امید وارم که ادامه بدهی. در این نوشته به مطلب مهمی اشاره کرده بودی که همانا پایگاه اجتماعی صنف روحانیان در ایران بوده که سابقه ای بیش از دویست سال دارد و به نوعی عجین شده با فرهنگ ما مردمان است و یکی از ایرادات جریان های روشنفکری، در دو انقلابی که در ایران بوده، آن است که برداشت ها و نگاههای شان با آنچه که در فهم توده ی مردم بوده، متفاوت بوده است. اما در این بیست و پنج ساله اخیر تحول کم نظیری در بین مردم بوجود آمده که عمدتا ریشه در فراگیر شدن ارتباطات بوده است. اما هنوز این روند بسیار قوی است و هر بخشی از جریانات روشنفکری که بخواهند ان را نادیده بگیرند، دچار همان مشکلات گذشته خواهند شد.(البته این برداشت من است.) و پادزهر این مشکل، همچون تریاک در خود آن است. یعنی این خود جریان روحانیت است که باید تابوی خود را در بین مردمان بشکند که این نیز در گذر زمان نیز انجام خواهد شد.(کما اینکه به نوعی در مسیحیت و در اروپا انجام شد، تا جایی که من می دانم.)
موفق باشی. امیدوارم که بررسی ات را ادامه دهی.
خوش باشی

Posted by: سلیمان at February 14, 2005 04:18 AM, IP: 65.50.42.175

سلام.در رابطه با مطلب شما مایلم این سوال را بکنم که به طور مشخص بردشات صنفی قشر روحانی چه بوده و هست و پگونه موجب شکست جنبشهای اصلاحی شده است؟

Posted by: نی لبک at February 11, 2005 10:26 PM, IP: 195.142.78.97

درود و دو صد بدرود
دوست عزيز مطلب زيبا و جالبي رو عنوان کرديد که بنده بسيار فيض بردم.
اما نوشته شما جنبه پرسشي / تحميلي يا ..... رو نداشت که بنده بخواهم
اظهار نظر کنم.
تنها ميتوانم بگم فرمايش کاملا متين است.
دستانتان پر توان...

Posted by: 15sale at February 11, 2005 05:04 PM, IP: 172.203.48.10
Post a comment









Remember personal info?