مسعود بهنود مطلبی تازه در ارتباط با انتخابات عراق و مسائل جاری منطقه نوشته است که در واقع تأییدی است بر آنچه در نوشته گذشته من آمده بود. توجه منتقدان را به این نوشته جلب می کنم.
کریم عزیزم
سلام و ممنون از کامنتت، البته من سعی خواهم کرد تا در نوشته های دیگری که الان هنوز در حد جمع آوری مطلب است به دغدغه تو هم بپردازم.علی الخصوص با همان نگاه خودم از چشم یک نفر که در خاورمیانه پا به این دنیای خاکی گذاشته است.(اگر خیلی چیزها یاری کنند مرا، ازجمله وقت). اما نشان از نوشته بهنود داده بودی، مسعود بهنود زیبا می نویسد اما من سعی ندارم تا از زیبا نوشتن هایش برای خودم تابویِ بهنود درست کنم، که در بسیاری از نوشته های او (خصوصا آنجایی که پیش از جنگ آمریکا با عراق در سال 2003 نوشته بود و یا مواردی از آن قبیل) گمانه زنی های او اشتباه از کار درآمده بودند که بماند، به نوعی تاریخ سیاسی را در بعضی جاها با رمان اشتباه می گیرد و نیز در بسیاری جاها، تمامی رفرنس هایی که می دهد، غیر دقیق هستند.(به عنوان نمونه در جایی به حسن صباح اشاره کرده بود و به نوعی مقایسه ای بین آنچه که حسن انجام داده بود و برخی از ترورهای فعلی پرداخته بود.) من برا ی آن یادداشتی را روی کاغذ داشتم، اما چون هنوز هم فرصت بازنگری دقیق آن را نداشته ام، در وبلاگم نگذاشتم.
به همین خاطر، این نوشته اخیر بهنود را امروز از صبح از روی تعجیل خوانده بودم، که همان جا نیز نکاتی را در ذهنم آمدند که می توان برای تک تک آنها با آقای بهنود هم صحبت کرد. اما باز دوباره آن را خواهم خواند تا که اگر مواردی را دیدم، حتما به صحبت درباره آنها بنشینم. اگرچه به استاد بودن مسعود بهنود در تاریخ معاصر ایران اذعان دارم و تمامی نوشته های او را سعی کرده ام حداقل در وبلاگش دنبال نمایم.