April 20, 2004

اسطوره معلم شهید

چند روزی بود که قصد داشتم در رابطه با مطلبی که ابراهيم نبوی در ارتباط با آرای دکتر علی شريعتی نوشته بود يادداشتی بنويسم، اما مشغله درس و دانشگاه مجال نمی داد. البته پاسخ هايی که به نوشته اول نبوی داده شد آن چنان تند بود که نبوی مجبور شد بزند به سیم آخر و پاسخی به تناسب بدهد. اما برای من هنوز جای سؤال است که چطور بسیاری بعد از تجربه اسلام انقلابی درجمهوری اسلامی هنوز از دیدگاه‌های انقلابی شریعتی دفاع می‌کنند. شریعتی بسیار مورد احترام من است و شاید در بعضی زمينه‌ها با وی موافق باشم اما متأسفانه باید گفت که تفکر شريعتی با رویکرد بومی گرایی و اسلام انقلابی به جریان مدرنیته در ایران لطمه زد و نتیجه آن شد که بر ما گذشت. البته حراست از فرهنگ ملی و میهنی کار پسندیده‌ای است، اما کوبیدن بیش از حد بر طبل اسلام و فرهنگ بومی توسط این گونه تفکرات چشم ما را بر روی بسیاری از حقایق فرهنگی‌مان بست. بسیاری از مفاهيمی که شریعتی در تفکر خویش بر آن تکیه داشت مانند امامت و رهبری و می‌خواست با استفاده از آنها نظام سیاسی را تغییر دهد با مفاهیمی که نظام حاکم بر آنها تکیه داشت تفاوتی نداشت. دلیل اینکه ماهیت جمهوری اسلامی با نظام شاهنشاهی تفاوت چندانی نکرده است تا حدود زیادی همین است. زیرا متفکرانی نظیر شریعتی مفاهیم مشکل‌زا در فرهنگ سنتی ما را به درستی مورد خطاب قرار ندادند.

Comments