فيلم مصيبت نامه مسيح (The Passion of the Christ) كه چند گاهي بود جنجالي خاصه ميان يهوديان به پا كرده بود در انگلستان در روي پرده سينماهاي انگيس ظاهر شد. من هم خيلي مشتاق بودم كه اين فيلم را ببينم و علت اين همه سر و صدا را بهتر بفهمم. قبل از ديدن فيلم با توجه به بدبيني تا حدودي به جايي كه مردمان خاورميانه نسبت به يهوديان دارند من هم تمام جنجالها را به خاطر نخوت بيش از حد يهودي ها مي دانستم. اما بعد از ديدن فيلم حقيقتش ديدگاهم تا حدود زيادي تغيير كرد. اين فيلم نشان مي دهد كه اروپاييان نيز هرگاه پاي مذهب به ميان مي آيد مانند ديگران همه چيز را سياه و سپيد مي بينند. نمي توان گفت آنچه در اين فيلم تصوير شده بود منطبق بر واقعيت بود يا نبود. اما مي شود گفت كه در اين جا نيز سعي شده بود خطي مشخص ميان خوبها و بدها كشيده شود. همان چيزي كه در تمام تراژدي هاي مذهبي مثل كربلا و امام حسين موجود است. سخن شريعتي را به ياد مي آورم كه مي گفت: آنان كه رفتند كاري حسيني كردند. آنها كه ماندند بايد كاري زينبي بكنند و گرنه يزيدي اند. در اين فيلم هم يك طرف مسيحي ها يا حسيني ها بودند و يك طرف ديگر يهودي ها يا يزيدي ها.
فیلم را در ایران با کیفیت بسیار پایین دیدم. در جای جای فیلم اشک ریختم و مکررا به یاد مظلوم ترین شخصیت خودمان یعنی منصور حلاج افتادم. زمانی که اعضای بدن منصور را از تنش جدا می کردند او بارها گفت: "خدایا اینان را ببخش،نمی دانند چه می کنند." و نظاره گر این اعدام بی رحمانه کسی نبود جز عالمان دین که خود را نماینده خداوند بر زمین می دانستند. در آن زمان هم برای صدور حکم اعدام منصور حاکمان زمان مردد بودند، ولی خرقه داران با اصرار و ابرام آنان را مجبور کردند. چه شباهتی نه؟؟؟؟؟؟؟؟
Posted by: majid at May 15, 2004 06:16 AM, IP: 213.176.109.44