به آب دیده چشمه ساران
"آب زنید راه را"
بهار می آید
با قافله گلهایی از رنگ حیات.
و زمستان را گویید دامن دی فرو چیند
که صحرا دامن گلریز نوبهار می پوشد
و به حجله درختان مجنون می رود.
گلهای نو بالغ
بوسه های ناشکفته ای را مانند
که در انتظار لمس خورشیدند
و به هر رهگذری
عشوه های عاشقانه می فروشند.
اما... وای!
زاغان خانگی
سرود حیات را وارونه می خوانند
بهار در بند است
گویی زمستان است.
آف"رين ".
Posted by: ْ at April 26, 2004 02:52 PM, IP: 81.93.39.195دوست عزیز
کار بسیار قشنگی بود. منتظر اشعار جدید شما هستم.
موفق باشید.
Posted by: یاسمن at March 9, 2004 08:33 PM, IP: 131.111.223.167شعر .. سياست ..همه چي رو با هم قاطي كرديد. من فكر كردم اين جاخبري يه.شمااستقرارنداريد.
Posted by: javad at March 8, 2004 06:58 PM, IP: 81.93.39.204bahar ba to derakhtist be nahayat sabz.
Posted by: alaki at March 8, 2004 06:23 PM, IP: 81.93.39.204