February 19, 2004

فواره چون بلند شود...

روز به روز طناب دار بر گردن اصلاحات محکمتر می شود و این فرزند ناقص الخلقه رو به احتضار ایران به همان سرنوشت مشروطه و انقلاب پنجاه و هفت گرفتار می آید. تنها تریبونهای اصلاحات که روزنامه های یاس نو و شرق بودند به محاق توقیف رفتند. دولت مستعجل اصلاحات مستعجل تر از آن بود که گمان می رفت. اما در این استعجال اگر از سر ذکاوت نگریسته شود فوایدی نیکو نهفته است. اگر مختصر نگاهی به تحولات سیاسی از ابتدای انقلاب تا کنون افکنیم، به فراصت درخواهیم یافت که یک دست کردن حاکمیت از همان ابتدا آغاز شد و در واقع چیزی غیر از این نیز از قانون اساسی جمهوری اسلامی نمی توان انتطار داشت. اگر چه در این قانون تلاش شده است که رنگ و لعاب دموکراسی به نظام داده شود، اما این دموکراسی در میان اما و اگرها ذبح شرعی شده است. این پروسه یک دست کردن حاکمیت با استفاده از روشهای گزینشی باعث می شود روز به روز از دایره خودی ها کاسته شود و به دایره نخودی ها! اضافه گردد تا زمانی که علی بماند و حوضش! تنها چیزی که عاید انحصار طلبان می شود این است که درجه مشروعییت و امنیت شان به شدت پائین می آید، تا زمانی که نظام از بنیان فروریزد.
امیدواریم این سیکل انقلاب-شکست را دوباره تجربه نکنیم تا مجبور شویم همه چیز را از نو بنا کنیم.

Comments

دست مريزاد! عالی است. راه افتاده‌ای و می‌نويسی. خوشحالم که کار نوشتن را جدی گرفته‌ای. اميدوارم مطالب پر مغزی در اين صفحه از تو ببينم. می‌دانم که توان و مهارت خوب نوشتن را داری. قلمت گرم باد!!!

Posted by: داريوش at February 20, 2004 12:09 AM, IP: 81.152.243.213