February 18, 2004

بلاد بلازده

هنوز از غم بم فارغ نشده بودیم که به غم دیگری مبتلا شدیم: هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم. حادثه انفجار در ایستگاه خیام نیشابور جمعی دیگر از هموطنان مان را به کام آتش و مرگ کشید. اگر چه جمعی از مسئولان محلی نیز در این حادثه جان باختند اما نمی دانم مدیریت به طور کل در ایران چه مفهومی دارد. واگنهای قطار بر اثر "ارتعاشات"! به حرکت در می آیند، فاصله میان ایستگاه ابومسلم تا خیام را طی میکنند اما هیچ مسئولی متوجه امر نمی شود تا واگنها را متوقف کند. واگنها به واگنهای دیگر حاوی مواد قابل انفجار -آنهم در حد انبوه، چندین واگن گوگرد و بنزین- برخورد میکنند و دچار حریق می شوند. در این مرحله مسئولین به جای اینکه اقدام به تخلیه روستاهای اطراف نمایند، مشغول اطفای حریق می شوند، آنهم به روشهای ابتدایی برای حریقی که هر لحظه امکان انفجار آن وجود داشت. این یک خود کشی محض بود. چه کسی پاسخگوی از دست رفتن جان چند صد انسان بی گناهی است که در اثر بی توجهی دیگران طعمه مرگ و حریق شدند؟ آنچه البته به جایی نرسد فریاد است....

Comments

inja chera nemishavad farsi nevehst tagheere zaban engar kar nemikonad, moshkele man ast ya safhe shoma?

Posted by: Toranj at February 21, 2004 08:53 AM, IP: 62.60.196.3